پورتال اهل‌بیت(ع) ـ وابسته به مجمع جهانی اهل‌بیت (ع)

سایت قرآن کریم، نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیّه و ادعیه و زیارات پورتال اهل‌بیت علیهم‌السلام

دسته بندی مقالات

عنوان مقاله

قرآن و موجودات فرازميني و فرا انساني
خليل منصوري


تعداد بازدید 645 دسته بندی: فرشتگان و قرآن
متن مقاله

بي­گمان خداوند غير از موجودات و آفريده­هايي که مي­شناسيم آفريده­هاي ديگري نيز دارد که ما هيچ گونه شناختي از آن­ها نداريم و تنها به علم اجمالي و به نص قرآني مي­دانيم که موجودات و آفريده­هاي ديگري نيز وجود دارد.

جنيان، موجودات زميني:
ما با برخي از اين موجودات به شکل افسانه­اي و باورهاي اسطوره­اي و يا اطلاعاتي که از شهود برخي از انسان­هاي برتر با ويژگي­هاي خاص و يا از آموزه­هاي وحياني از راه پيام هاي پيامبران و نقل آنان به دست آورده­ايم، آشنا هستيم و اطلاعاتي جسته و گريخته از آنان داريم. از آن جمله مي­توان به جن و پري اشاره کرد. پري يا همان فرشتگان هرچند که به نظر مي­رسد از يک نوع باشند ولي با توجه به آموزه­هاي قرآني مي­توان آن­ها را به اقسام مختلفي دسته­بندي کرد که توضيح آن در ادامه مطلب مي­آيد.
جن و يا ديوان نيز به نظر مي­رسد که از يک نوع باشند و چنان که قرآن بيان مي­دارد آنان همانند انسان­ها موجوداتي زميني هستند و از عناصر مادي همانند عناصري که در انسان به کار رفته خلق شده­اند. با اين تفاوت که جنيان از عنصر لطيف­تر که در آيات قرآن از آن به ﴿مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ﴾ تعبير مي­شود پديد آمده­اند. به زبان امروزي آنان از انرژي، ايجاد شده­اند و ماده اصلي و اوليه آنان را انرژي تشکيل مي­دهد. تعبير از آتش در آيات قرآني همانند تعبير خلقت و آفرينش انسان از خاک و گل تعبيري ساده است که امکان دريافت عناصر تشکيل دهنده براي همگان را فراهم مي­آورد. به خوبي روشن است که انسان واقعا گل و خاک نيست بلکه عناصري که از آن پديد آمده است همان عناصر موجود در خاک و گل است. هم چنين جنيان همانند بشر از همين ماده عنصري زميني تشکيل شده­اند و از لطافت بيش­تري برخوردارند. از اين رو آنان مي­توانند انسان زمخت برآمده از عنصر گل و خاک را ببينند ولي انسان، ناتوان از ديدن انرژي با چشم غيرمسلح است؛ ولي همان­گونه که انسان توانست با ابزارهاي خاص، عناصر ناپيدا و ناهويداي زميني را ببيند و حتي آن را تحت مهار و کنترل خويش درآورد مي­تواند در آينده با ابزارهاي خاصي جنيان را مشاهده کند و رويت نمايد.
عقل بشر، برتر از عقل جن:
جنيان همانند بشر موجوداتي با عقل و تفکر هستند. برخي بر اين باورند که آنان هوشيارتر و عاقل تر از بشر مي­باشند. از اين رو در ضرب المثل­هاي عاميانه گفته مي­شود که اين مطلب به عقل جن هم نمي­رسيد که بيانگر بلنداي فکر و نظري است که ارايه شده است. اما با توجه به مقام عظماي انسان و کرامت وي بر همه موجودات از جمله جن و فرشتگان، مي­توان دريافت که عقل انساني فراتر و برتر از عقل جني است. لذا برخي از فلاسفه اسلامي بر اين باورند که آنان در مرحله عقل ابتدايي يعني خيال و وهم نشسته­اند و توانايي ايشان از اين مرحله فراتر نمي­رود.
در مسئله تکليف که بر جنيان و انسان­ها واجب است و آنان همانند انسان­ها موجوداتي مکلف و مختار مي­باشند، نيازي نيست که عقل تام و تمامي هم­چون انسان داشته باشند بلکه درجه­اي از عقل براي وجوب تکليف کفايت مي­کند.
دانش امروزي نشان داده است که انسان که از عنصر خاک است مي­تواند از عقل و هوش خويش بهره­برداري و آن را در راستاي تکامل خويش و بهره­گيري از عناصر طبيعت و آباداني زمين و زمان به خوبي مورد استفاده قرار دهد. جنيان که از انرژي ساخته و پرداخته شده­اند همانند رايانه­هاي امروزي هستند که از هوش و ذکاوت خاصي برخوردار مي­باشند. از اين رو سرعت انتقال داده­ها و حتي سرعت حرکتي در جنيان بسيار بالاست و آنان به بيرون از جو و فضا سفر کرده و مطالبي را دريافت مي­کنند ولي اين بدان معنا نيست که آنان تيزهوش­تر و عاقل­تر از انسان هستند.
به هر حال جنيان همانند انسان­ها از موجودات زميني به شمار مي­آيند و نمي­توانند از فضاي زمين بيرون روند و در صورت خروج از سوي شهاب سنگ­ها و جاذبه­ها و عوامل ديگر مورد تهديد قرار گرفته و ممکن است جان خويش را از دست دهند.

فرشتگان موجوداتي لطيف تر:
فرشتگان از ديگر موجودات هستي هستند. با توجه به برخي از آيات که آنان را متنوع دانسته و حتي اسامي و نام هاي متعددي بر آنان گذاشته مي­بايست بيش از يک نوع باشند.
برخلاف تصور ما آنها داراي انواع متعدد و از عناصر مختلفي خلق شده­اند، برخي از آنان در حوزه آفرينش و خلقت قرار مي­گيرند و برخي ديگر در حوزه امري مي­مانند و به شکل خلقي در نمي­آيند.
به نظر مي­رسد که فرشتگان مي­توانند از عناصر مادي مانند عنصر نور آفريده شوند. اين فرشتگان در عالم آسمان و بيرون از جو مي­توانند حرکت کرده و زندگي کنند. از اين رو مي­توانند به زمين آمده و به آسمان بازگردند. اينان از عنصر عقل بيش­تري برخوردار مي­باشند و لذا برخي از فلاسفه اسلامي، فرشتگان را از عالم عقل دانسته­اند.
فرشتگاني که با عنصر نور آفريده شده­اند موجوداتي بسيار لطيف­تر از جنيان هستند از اينرو جنيان نيز ممکن است آنان را نبينند ولي اين بدان مفهوم نيست که آنان با ابزارهاي خاص نتوانند فرشتگان را مشاهده نکنند؛ زيرا جنيان نيز مي­توانند از ابزارهاي خاصي بهره گيرند که خود آن را مي­سازند. تفاوت ميان انسان و جنيان از يک سو و فرشتگان از سوي ديگر در آن است که فرشتگان موجوداتي مختار نيستند. از اين رو تکليف به مفهومي که در انسان و جنيان گفته شده درباره آنان معنا و مفهومي ندارد. بنابراين آنان مکلف نيستند و به بهشت و دوزخ نمي­روند تا پاداش اعمال نيک و بد خود را ببينند.
البته برخي از آيات و روايات ميان گروهي از فرشتگان زميني و آسماني با برخي ديگر تفاوت­هايي را مطرح مي­سازد. اگر داستان فطرس و يا برخي ديگر از فرشتگان را افسانه­هاي اسرائيلي برنشمريم مي­توان گفت که محتمل است آناني که فرشته زميني و يا در مرتبه فروتر آسمان هستند دچار اشتباه و يا ترک اولي شوند و مجبور به زندگي در زمين گردند. اين معنا اگر درست باشد مي­بايست فرشتگاني را که در سطحي برتر از جنيان قرارگرفته و از عنصر نور ساخته شده­اند فرشتگاني دانست که امکان ترک اولي در آنان مي­رود و مجازات خاصي را متحمل مي­شوند. اما از آن جايي که قرآن فرشتگان را موجوداتي کاملا مطيع دانسته که هرگز از عبادت و عبوديت دست برنمي­دارند و همواره در آن چه بدان امر مي­شوند اطاعت مي­کنند مي­بايست اين دسته از روايات را روايات اسرائيلي و افسانه­اي برشمرد.
به هر حال به نظر مي­رسد که فرشتگان داراي انواع و اقسامي هستند که خداوند از اين تنوع و تعدد به تنوع در بال­ها و جناح­ها ياد کرده است. افزون بر اين که برخي از فرشتگان را عالين و کروبين دانسته است و در مسائل وسوسه آدم از سوي ابليس به اين نوع ها اشاره نموده است.
در هفت زميني که در عالم ماده وجود دارد و در هفت آسماني که در هستي قرار دارد مي­توان اين معنا را به دست آورد موجودات ديگري وجود دارند که حداقل از جنس فرشتگان که داراي انواع متعددي هستند مي­باشند.
بنابراين دور از انتظار نخواهد بود که در هستي و کهکشان­هاي متعددي که در جهان مادي وجود دارد، منظومه­هاي شمسي با زمين­هائي همانند زمين وجود داشته باشد. در آن زمين­ها و آسمان­ها موجوداتي هستند که دست کم از عنصر مادي خلق شده­اند. اين همان آفريده­هايي خواهند بود که قرآن مي­گويد ما مخلوقاتي داريم که شما نمي­دانيد. اين ندانستن به دو شکل عدم شناخت شهودي و نقلي است. به اين معنا که موجوداتي وجود دارد که ما از همه آن­ها به فرشته تعبير مي­کنيم اما اي بسا موجوداتي باشند که اکنون براي ما ناشناخته هستند و سال­ها و يا قرن­ها بعد براي انسان شناخته شوند.

تمثل فرشتگان و جنيان:
تمثل به معناي اين است که موجودي به شکل موجود و صورت آن درآيد. در آيات قرآني سخني از تمثل جنيان و يا ابليس به ميان نيامده است. به نظر مي­رسد که مساله تمثل امري خاص براي شماري از فرشتگان است که در قرآن از آن به روح تعبير شده است.
در آيات قرآني بيان شده که روح به صورت انسان کاملي در نظر مريم(س) تمثل يافته است. اين تمثل مي­بايست غير تجسم باشد. به اين معنا که روح که فرشته برتر از مقام امر الهي است در نظر مريم تمثل و نه تجسم مي­يابد و تنها او قادر به ديدن چنين موجودي مي­شود. اين تمثل آن گونه مشهود بوده که وي را به وحشت مي­اندازد. با توجه به اين که حضرت مريم(س) بارها و بارها از خوراک­هاي آسماني بهره برده بود و ميوه­ها و غذايي را در دسترس داشت که بيرون از حوزه عادي بشر بود چنان که وقتي حضرت زکريا(ع) از وجود آن­ها مي­پرسد مريم(س) به صراحت به آسماني بودن آن­ها اشاره مي­کند، نمي­توان گفت که ايشان تاکنون فرشته­اي را ملاقات نکرده است. به نظر مي­رسد که بيش از اين، ملاقات با فرشتگان به صورت تمثلي نبوده و اين نخستين باري است که فرشته­اي همانند روح با آن قداست و مقام خود تمثل يافته است. وي آن را چنان که مي­بايست مي­بيند و اين شيوه به نظر وي تجسم مي­آيد از اين رو گمان مي­کند که انساني است که قصد سوئي نسبت به او دارد. تعبير قرآني از اين رخداد به تمثل مي­نمايد که در اين­جا تجسمي نبوده و تنها او مي­توانست فرشته روح را ببيند. استاد حسن زاده آملي در درس خود بر ديدن خاص حضرت مريم(س) تاکيد ويژه­اي داشتند که به نظر مي­رسد مقصود ايشان از تمثل، عدم تجسم بوده است.
در اين که اين فرشته که قرآن از آن به روح ياد مي­کند کيست اختلاف است برخي او را همان جبرئيل، فرشته وحي مي­دانند که به نظر مي­رسد اين گونه نيست و موجودي که خداوند از وي به روح ياد کرده غير از فرشته وحي است.
به هر حال فرشتگان يا برخي از آنان به گونه­اي هستند که مي­توانند تمثل يابند و تنها شخص خاصي که براي وي تمثل رخ مي­دهد مي­تواند او را ببيند.

تجسم فرشتگان شدني است:
در خصوص تجسم فرشتگان يا بعضي از آنان بايد گفت که برخي از آنها که از عنصر نور و ماده تشکيل شده­اند مي توانند تجسم به معناي صورت انساني يا هر صورت ديگر مادي به خود گرفتن، پيدا کنند.
قرآن در چند آيه و در چند رخداد، گزارشي کامل از تجسم و ديدار برخي از فرشتگان که ما آن ها را فرشتگان عذاب مي شناسيم بيان مي­کند. از جمله اين گزارش­ها ديدار فرشتگان عذاب با حضرت ابراهيم(ع) است. آنان که شماري چند بودند به شکل انساني تجسم يافته و به ديدار حضرت(ع) رفتند. آن حضرت با آن که بارها فرشته وحي را ديده بود و يا در عالم ملکوت با فرشتگان ديدار داشت، هنگام ورود ايشان به منزل نتوانست آنان را بشناسد. از اين رو گمان برد شماري انسان هستند که ميهمان وي شده­اند. به شتاب گوساله­اي فربه را مي­کشد و پيشکش مهمانان مي­کند. زماني که مي­بيند مهمانان دست به غذا نمي­برند از ايشان هراسان مي­شود که شايد انسان­هايي هستند که قصد سوئي دارند و به همين خاطر به غذاي ميزبان دست نمي­زنند.
فرشتگان مجسم انساني، خود را معرفي مي­کنند و به آن حضرت مژده فرزندداري مي­دهند. در اين هنگام ساره نيز وارد مي­شود و مهمانان انساني را که خود را به عنوان فرشته معرفي کرده­اند مي­بيند و از مژده­اي که مي­دهند شگفت زده مي­شود و فريادي از شادي برمي­دارد. آن­گاه حضرت(ع) از مأموريت اصلي آنان مي­پرسد؛ زيرا اکنون آگاه شده است که اينان فرشتگان عذاب هستند نه فرشتگان رحمت، هرچند که براي او پيام شادي مي­آورند.(هود، آيات 69 و 73، عنکبوت، آيات 31 و 32 و نيز ذاريات، آيات 24 تا 31)
در اين آيات به خوبي روشن مي­شود که تجسم برخي از فرشتگان ممکن و شدني است و اين اتفاق افتاده است؛ از اين رو بر خلاف تمثيل، قرآن از مهماناني با صفت مکرمين ياد مي­کند که بيانگر فرشتگان خاصي است. ساره همسر ابراهيم(ع) نيز آنان را مي­بيند و چنان که در آيات 77 و 78 سوره هود بيان مي­شود تجسم آنان به گونه­اي بوده که حتي قوم لوط آنان را که به شکل انسان­هاي کامل و زيبا درآمده بودند ديده و خواهان فعل حرام با آنان مي­شوند.
نمونه ديگر تجسم­يابي، هاروت و ماروت است که به بال مي­روند و به مردمان آن­جا سحر و جادو مي­آموزند. آنان يا از فرشتگان زميني بودند يا از فرشتگان ملکوتي و يا امري، با اين همه آنان مدتي بسيار در ميان مردم به شکل انساني زندگي مي­کنند و براي رهايي مردمان آموزش­هايي را براي خنثي­سازي جادو و سحر مي­دهند که البته چون آموزش کلي بوده هر کسي مي­توانست در خير و شر از آن بهره گيرد مانند دانش هسته­اي که مي­توان در درمان يا در کشتار مردم از آن سود جست. آنان همواره به مردم هشدار مي­دادند که دانشي که آنان مي­آموزانند دانشي دوپهلو و دو جنبه­اي است و مردم مي­بايست در راستاي خير از آن سود برند.(بقره، آيه 102)
به هر حال تجسم فرشتگان و يا برخي از آنان به شکل انساني امکان پذير و بلکه واقع شده است و نمي توان آن را انکار کرد.

عدم امکان تجسم انساني براي جنيان و ابليس:
اما درباره تجسم جنيان مي­بايست گفت که آنان خود از جسم تشکيل شده­اند و در حقيقت جسمي لطيف از آتش و عناصر انرژي دارند. بنابراين پرسشي که مطرح مي­شود آن است که آيا اين جسميت به آنان امکان مي­دهد که خود را به شکل ديگري همانند انسان در آورند؟
به نظر مي­رسد که براي جنيان و حتي ابليس اين امکان وجود ندارد که خود را به شکل تجسمي انسان يا چيزي ديگر در آورند. دست کم آيات قرآني نمونه­هايي از تجسم ابليس يا جنيان ندارد و تنها در دو آيه، مفسران بر اين باورند که قرآن به تجسم ابليس اشاره دارد: يکي آيه 48 سوره انفال است که مي­گويند ابليس به چهره انساني سراقه بن مالک در روز بدر تجسم مي­يابد و آنان را فريب مي­دهد.(مجمع البيان، ج 3 و 4، ص 844) و ديگري آيه 16 سوره حشر است که مي­گويند ابليس تمثل يافته و برصيصاي عابد را فريفته است.(مجمع البيان، ج 9 و 10، ص 397)
البته اگر در اين ادعاي دوم دقت شود، سخن از تمثل ابليس است نه تجسم آن به صورت انساني. از اين رو نمي­توان تجسم ابليس را پذيرفت اما تمثل جن و ابليس امکان پذير و شدني است؛ زيرا چنان که گفته شد تمثل صورت گرفتن چيزي به صورت ديگري است که تنها در قوه بينايي و يا جان او تاثير مي­گذارد و نوعي تخيل است که در سحر و جادوي ساحران مصري ديده شده است. از اين رو نمي­توان پذيرفت که جنيان و ابليس بتوانند از جسم خويش بيرون آمده و تجسم و شکل جسماني (کالبد) انساني و يا حيواني را به خود بگيرند ولي مي­توانند تمثل يابند.
بر اين اساس مي­توان گفت جنياني که براي حضرت سليمان(ع) کار مي­کردند تجسم انساني نداشته و يا به شکل حيواني و يا جانوري تجسم نيافته بودند بلکه در همان جسم خويش بوده و تنها حضرت سليمان(ع) و برخي از اهل بصيرت همانند وزير وي عاصف بن برخيا مي­توانستند آنان را ببينند. اين مساله درباره ﴿عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ﴾ که در آيات آمده است نيز صادق است و تنها برخي مي­توانستند او را به چشم برزخي ببينند و اين گونه نبود که همان کساني که در دربار حضرت سليمان(ع) حضور داشتند از وزارت عفريت جني آگاه بوده باشند.
به سخن ديگر همان­گونه که براي انسان، تجسم به معناي شکل جانوري را به خود گرفتن وجود ندارد و نمي تواند کالبد ديگري براي خود درست کند که کالبد جانوري باشد براي جنيان اين امکان نيز وجود ندارد؛ هر چند که آنان از جسم لطيف­تري برخوردارند اما آنان نيز از اين توان برخوردار نبوده و تنها مي­توانند به اشکال ديگري تمثل يابند؛ هر چند که در اين باره نيز مستند قرآني و يا دليلي استوار و محکم بر تمثل آنان همانند تجسم ايشان يافت نشده است.
البته برخي از انسان­ها همانند اولياي خاص اين گونه هستند که مي­توانند براي خود کالبدهايي انساني مشابه داشته باشند که در اصطلاح از آن به ابدال تعبير مي­شود و اين مسايل و مباحث بيرون از اين مسايل نوشتار است و به زماني ديگر واگذار مي­شود.


منابع و مراجع

منبع: www.maarefquran.org


مقالات ارائه شده لزوماً منعکس کننده نظر مجمع جهانی اهل البیت (علیهم السلام) نمی باشد

نام  


ایمیل  


متن نظر