پورتال اهل‌بیت(ع) ـ وابسته به مجمع جهانی اهل‌بیت (ع)

سایت قرآن کریم، نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیّه و ادعیه و زیارات پورتال اهل‌بیت علیهم‌السلام

دسته بندی مقالات

عنوان مقاله

شهر خدا در کلام خدا
محمد مهدي فيروز مهر


تعداد بازدید 665 دسته بندی: مفهوم شناسی قرآن
متن مقاله

بي‌شک شناختن و شناساندن محبوبترين سرزمين نزد خداوند؛ يعني مکه و حرم، و برداشتن موانع آگاهي (جهل) از سر راه شناخت؛ چه براي خود و چه براي ديگران، از فضيلت و ارزشي ويژه برخوردار است و براي آگاهي از زواياي مختلف اين مکان مقدّس، بيانات گويا و پر محتواي قرآن و و حضرات معصومين(ع) بهترين راه است.
اکنون در اين نوشته سعي شده است با استمداد از آيات قرآن، اين سرزمين نوراني، از زواياي مختلف و به سبک و شيوه‌اي خاص معرفي شود و تمام آنچه که در قرآن راجع به مکه مطرح گرديده، تحت عناوين خاص و عبارات کوتاه و با ذکر موارد نياز از آيات، ارائه شود:

آداب ورود به مکه:
شايسته بودن آراستگي و بر طرف ساختن آلودگي‌ها از بدن، جهت ورود به مکه:
﴿طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاکِفِينَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ...﴾(بقره، آيه 125)
ازامام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: خداي -عزّوجلّ- در کتابش مي فرمايد:
﴿طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ...﴾؛ براي بنده (خدا) شايسته است داخل مکه نشود جز در حالي که پاک باشد و عرق و آنچه مايه اذيت و آزار ديگران مي‌شود را شسته و تطهير کرده باشد.(الحج و العمره في الکتاب و السنه، ص 57).

امنيت مکه:
سرزمين مکه حرم امن الهي:
﴿... وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا...﴾.(بقره، آيه 126)
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا...﴾.(ابراهيم، آيه 35)
﴿إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهَا...﴾.(نمل، آيه 91)
﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا...﴾.(قصص، آيه 57)
﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ...﴾.(عنکبوت، آيه 67)
﴿وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ﴾.(تين، آيه 3)
مکه شهري امن حتي پيش از ظهور اسلام:
﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا...﴾.(قصص، آيه 57)
﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ...﴾.(عنکبوت، آيه 67)
امنيت همه جانبه و فراواني رزق و روزي در مکه نشانه عنايت و توجه خاص خداوند به آن سرزمين:
﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَى إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ کُلِّ شَيْءٍ رِزْقًا مِن لَّدُنَّا...﴾.(قصص، آيه 57)
مکه مکاني امن براي مردم جزيرة العرب:
﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا...﴾.(قصص، آيه 57)
برقراري امنيت کامل در مکه، به رغم وجود ناامني و آدم ربايي در اطراف آن، در عصر جاهليت:
﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا...﴾.(قصص، آيه 57)
﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ...﴾.(عنکبوت، آيه 67)
پاي بندي مردم جزيرة‌العرب (حتي مجرمان و آدم ربايانشان) به حفظ حرمت و امنيت شهر مکه:
﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا...﴾.(قصص، آيه 57)
﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ...﴾.(عنکبوت، آيه 67)
براي بنده (خدا) شايسته است داخل مکه نشود جز در حالي که پاک باشد.
شهر مکه مکاني امن حتي براي کافران ساکن آن:
﴿... وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا...﴾.(بقره، آيه 126)
از اينکه «آمِناً» به طور مطلق آمده و ﴿وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم...﴾ مقيد شده است، بيانگر اين است که امنيت در مکه اختصاص به مؤمن ندارد.
مکه، شهر هميشه امن:
﴿وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ﴾.(تين، آيه 3)
وصف «اْلأَمِينِ» براي «الْبَلَدِ» (مکه) که به معناي «ذوالامن» يا «مأمون فيه» است علاوه بر اصل امنيت، بيانگر استمرار و دوام آن هم مي‌باشد.
امنيت مکه، نعمت الهي و شايسته شکر و سپاسگزاري:
﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَکْفُرُونَ﴾.(عنکبوت، آيه 67)
نيز نک: ستمگري در مکه.
آثار امنيت مکه:
وجود امنيت در مکه عامل تبديل شدن آن به مرکز اقتصاد و تجارت در جزيرة‌العرب:
﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَى إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ کُلِّ شَيْءٍ رِزْقًا مِن لَّدُنَّا...﴾.(قصص، آيه 57)
ابراهيم(ع) و امنيت مکه:
تبديل زمين‌هاي اطراف کعبه به شهري داراي امنيت درخواست ابراهيم(ع) از درگاه خداوند:
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا...﴾.(بقره، آيه 126)
ظاهر آن است که مشاراليه «هذا» زمين‌هاي اطراف کعبه باشد.
دعاي ابراهيم(ع) براي امنيت مکه خاطره‌اي شايسته به ياد داشتن:
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا...﴾.(بقره، آيه 126)
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا...﴾.(ابراهيم، آيه 35)
«وَ إِذْ قالَ» در اصل «و اذکر اذ قال» است؛ يعني ياد کن هنگامي را که ابراهيم(ع) گفت... .
اجابت دعاي ابراهيم درباره شهر شدن مکه و امنيت و رفاه مؤمنان آن از سوي خداوند:
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا...﴾.(بقره، آيه 126)
امنيت و فراواني نعمت در مکه اموري کارساز در تحقق اهداف ابراهيم(ع):
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ...﴾.(بقره، آيه 126)
مطرح شدن امامت ابراهيم(ع) و مسؤوليت او براي تطهير کعبه و آماده‌سازي آن براي پرستش خدا و سپس نقل دعاي آن حضرت مبني بر امنيت شهر مکه و رونق اقتصادي آن، بيانگر برداشت بالا است.
دعاي ابراهيم(ع) براي امنيت شهر مکه:
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا...﴾.(ابراهيم، آيه 35)
تفاوت درخواست ابراهيم(ع) در اين آيه با در خواست حضرت در آيه 126 بقره در اين است که از ظاهر «هَذَا الْبَلَدَ» استفاده مي­شود که اين در خواست بعد از آن بود که مکه به صورت يک شهر در آمده بود، اما ظاهر «هذا بَلَداً» اين است که اين درخواست هنگامي بود که مکه هنوز شهر نشده بود.
درخواست ابراهيم(ع) از خداوند مبني بر تأمين امنيت مکه با وضع قوانين:
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا...﴾.(بقره، آيه 126)
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا...﴾.(ابراهيم، آيه 35)
برداشت بالا مبتني بر اين است که مقصود از «اِجْعَلْ» جعل تشريعي باشد؛ چنانکه احکام متعددي درباره امنيت مکه در فقه مطرح شده است.
راز امنيت مکه:
دعاي ابراهيم(ع) براي امنيت مکه و اجابت آن از سوي خداوند، علت امنيت آن:
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا...﴾.(بقره، آيه 126)
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا...﴾.(ابراهيم، آيه 35)
خواست و تشريع خداوند تضمين کننده امنيت مکه:
﴿إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهَا...﴾.(نمل، آيه 91)
﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا...﴾.(قصص، آيه 57)
﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا...﴾.(عنکبوت، آيه 67)
قريش و امنيت مکه:
سلب امنيت از پيامبر(ص) در شهر مکه توسط قرشيان:
﴿وَإِذْ يَمْکُرُ بِکَ الَّذِينَ کَفَرُواْ لِيُثْبِتُوکَ أَوْ يَقْتُلُوکَ أَوْ يُخْرِجُوکَ...﴾.(انفال، آيه 30)
توطئه‌هاي کافران مکه (حبس، قتل يا تبعيد) برضدّ پيامبر(ص) و نجات يافتن حضرت از آنها، امري شايسته و بايسته به ياد داشتن:
﴿وَإِذْ يَمْکُرُ بِکَ الَّذِينَ کَفَرُواْ لِيُثْبِتُوکَ أَوْ يَقْتُلُوکَ أَوْ يُخْرِجُوکَ وَيَمْکُرُونَ وَيَمْکُرُ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاکِرِينَ﴾.(انفال، آيه 30)
امنيت نداشتن مؤمنان ساکن در مکه از جانب کفار قريش تا قبل از هجرت از مکه به مدينه:
﴿وَاذْکُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِيلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِي الأَرْضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَآوَاکُمْ وَأَيَّدَکُم بِنَصْرِهِ...﴾.(انفال، آيه 26)

بنيان گذاران مکه:
ابراهيم و خانواده او (همسرش هاجر و فرزندش اسماعيل) بنيان‌گذاران شهر مکه:
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ... * رَّبَّنَا إِنِّي أَسْکَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِکَ الْمُحَرَّمِ...﴾.(ابراهيم، آيات 35 و 37)
سوگند خداوند به شهر مکه و بنيان‌گذاران آن:
﴿لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ﴾.(بلد، آيات 3ـ1)
برخي از مفسران گفته‌اند: مقصود از ﴿وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ﴾، حضرت ابراهيم و اسماعيل(ع) است؛ يعني چون خداوند به مکه سوگند ياد کرده، به دنبالش به بانيان آن هم سوگند خورده است.(مجمع البيان؛ روح المعاني، ذيل آيه)

رفاه اقتصادي در مکه:
دعاي ابراهيم(ع) براي بهرمندي ساکنان مؤمن مکه از رفاه و محصولات اقتصادي و اجابت آن براي مؤمن و کافر از سوي خداوند:
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا...﴾.(بقره، آيه 126)
سرازير شدن محصولات اقتصادي به سوي مکه، به رغم لم يزرع بودن آن، شايسته تأمل و تفکّر:
﴿رَّبَّنَا إِنِّي أَسْکَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِکَ الْمُحَرَّمِ...﴾.(ابراهيم، آيه 37)
﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَى إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ کُلِّ شَيْءٍ رِزْقًا مِن لَّدُنَّا وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ﴾.(قصص، آيه 57)

سابقه تاريخي مکه:
سفر ابراهيم(ع) به همراه همسرش (هاجر) و فرزندش (اسماعيل) به سرزمين مکه:
﴿وَإِذْ قَالَ... رَّبَّنَا إِنِّي أَسْکَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِکَ الْمُحَرَّمِ...﴾.(ابراهيم، آيه 37)
مکه سرزمين بي آب علف و فاقد هرگونه عمران و آباداني و سکنه در اولين روزهاي سفر ابراهيم و خانواده‌اش به آن:
﴿رَّبَّنَا إِنِّي أَسْکَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ...﴾.(ابراهيم، آيه 37)
دعاي ابراهيم(ع) براي عمران و آباداني و امنيت شهر مکه:
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ...﴾.(بقره، آيه 126)
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا... * رَّبَّنَا... فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ...﴾.(ابراهيم، آيات 35 و 37)
اسکان يافتن شماري از خانواده ابراهيم(ع) در مکه، در کنار خانه خدا به هدف ايجاد مرکز اقامه نماز و ايجاد شهر آباد:
﴿رَّبَّنَا إِنِّي أَسْکَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ...﴾.(ابراهيم، آيه 37)
تبديل شدن مکه به يک مرکز مهم ديني و تجاري براي جزيرة‌العرب:
﴿... لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا...﴾.(شوري، آيه 7)
حمله لشکر ابرهه به مکه، به هدف تخريب کعبه و شکست آنان به طرز اعجازآميز از مقاطع مهم تاريخي اين شهر و شايسته يادآوري و عبرت آموز:
﴿أَلَمْ تَرَ کَيْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ * أَلَمْ يَجْعَلْ کَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ * وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ * تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ * فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَّأْکُولٍ﴾.(فيل، آيات 5ـ1)
مکه مرکز تأسيس نخستين و با سابقه‌ترين معبد توحيدي (کعبه) در روي زمين:
﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَکَّةَ مُبَارَکًا...﴾.(آل عمران، آيه 96)

ستمگري در مکه:
ممنوعيت اکيد هر نوع تجاوز و ستم (در حق خود و ديگران) در شهر مکه:
﴿إِنَّ الَّذِينَ کَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاء الْعَاکِفُ فِيهِ وَالْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ﴾.(حج، آيه 25)
ابو الصباح کناني گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداي عزوجل: ﴿وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ﴾ پرسيدم، حضرت فرمود: در سرزمين مکه هر نوع ستمي؛ از قبيل دزدي (و غير آن) که انسان بر خود يا بر ديگران -حتي اندکي از آن- روا بدارد، من آن را الحاد و انحراف مي دانم.(نورالثقلين، ج 3، ص 483، ح 60).
لازم به گفتن است، ستم کردن در هر زمان و در هر مکان، زشت و ممنوع است و در برخي مکان­ها؛ مانند مکه، که حرم خدا است، زشتي و ممنوعيت آن دوچندان مي‌شود.
الحاد و ستم کردن در مکه، در پي دارنده کيفر سخت خداوند:
﴿إِنَّ الَّذِينَ کَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاء الْعَاکِفُ فِيهِ وَالْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ﴾.(حج، آيه 25)

فتح مکه:
آثار فتح مکه:
تغيير اوضاع و شرايط سياسي و اجتماعي به نفع پيامبرگرامي(ص) پس از فتح مکه:
﴿إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُّبِينًا * لِيَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْکَ وَيَهْدِيَکَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا * وَيَنصُرَکَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا﴾.(فتح، آيات 3ـ1)
از احتمالات قابل توجه درباره «فَتْحاً مُبِيناً» اين است که مقصود از آن فتح مکه است.(مجمع البيان؛ الکشاف، ذيل آيه).
از امام رضا(ع) نقل شده که فرمود: چون خداي عزّوجلّ مکه را براي پيامبر(ص) گشود، به او فرمود: يا محمد ﴿إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُّبِينًا﴾.(عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 20).
گسترش فوق العاده آيين اسلام بعد از فتح مکه:
﴿إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا﴾.(نصر، آيات 1 و 2)
اهميت فتح مکه:
فتح مکه نقطه عطفي در زندگي پيامبر(ص) و تاريخ اسلام:
﴿إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُّبِينًا * لِيَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْکَ وَيَهْدِيَکَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا * وَيَنصُرَکَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا﴾.(فتح، آيات 3ـ1)
﴿إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا﴾.(نصر، آيات 1 و 2)
فتح مکه فتحي بزرگ و آشکار:
﴿إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُّبِينًا﴾.(فتح، آيه 1)
امتنان خداوند به پيامبر(ص) به جهت فتح مکه:
﴿إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُّبِينًا﴾.(فتح، آيه 1)
فتح مکه فتحي عظيم و شايسته شکر و سپاسگزاري:
﴿إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا﴾.(نصر، آيات 3ـ1)
قرار داشتن آيين اسلام و مسلمانان در شرايط بحراني و سخت، تا پيش از فتح مکه:
﴿... لَا يَسْتَوِي مِنکُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا...﴾.(حديد، آيه 10)
فتح مکه معياري براي ارزيابي و تقسيم انفاقگران و مجاهدان:
﴿... لَا يَسْتَوِي مِنکُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا...﴾.(حديد، آيه 10)
انفاقگران و جهادگران پيش از فتح مکه داراي درجات برتر و ارزشمندتر نسبت به انفاقگران و جهادگران پس از فتح مکه:
وعده فتح مکه:
وعده فتح مکه به پيامبر(ص) از سوي خدا، قبل از هجرت آن حضرت به مدينه:
﴿لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ﴾.(بلد، آيات 2ـ1)
برخي مفسران احتمال داده‌اند که «حِلٌّ» مصدر به معناي فاعل (محل) باشد در اين صورت در اين آيه خداوند به پيامبر(ص) وعده مي‌دهد که در آينده نزديک روزي فرا مي‌رسد که جنگ با کفار و کشتن آنها در شهر امنِ مکه، براي تو مجاز خواهد شد که در فتح مکه چنين امري اتفاق افتاد. پيامبر(ص) فرمود: «جنگ و کشتار در شهر مکه» براي احدي پيش از من مجاز نبود و بعد از من هم روا نيست و براي من جز لحظه‌اي از روز (روز فتح مکه) اين امر جايز و حلال نشده است.(مجمع البيان، ج 9 و 10، ص 747).
وعده خداوند به پيامبر(ص) در مسير هجرت از مکه به مدينه، مبني بر بازگشت فاتحانه وي به مکه:
﴿إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْکَ الْقُرْآنَ لَرَادُّکَ إِلَى مَعَادٍ...﴾.(قصص، آيه 85)
درباره شأن نزول آيه بالا نقل کرده‌اند که پيغمبر(ص) در هجرت از مکه به مدينه، وقتي به جُحفه رسيدند، مشتاق مکه شدند و دلشان به ياد مکه پر کشيد، جبرئيل نازل شد و گفت: آيا شوق شهر و زادگاهت را داري؟ حضرت فرمود: آري. جبرئيل گفت: ﴿إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْکَ الْقُرْآنَ...﴾.(مجمع البيان، ج 7 و 8 ، ص 420).

قداست مکه:
مکه، شهري مقدس و مورد سوگند خداوند:
﴿لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ﴾.(بلد، آيه 1)
﴿وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ﴾.(تين، آيه 3)
مکه مکاني مقدس و مورد احترام، حتي در نزد آدم ربايان عصر جاهليت:
﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا...﴾.(قصص، آيه 57)
﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ...﴾.(عنکبوت، آيه 67)
خداوند پروردگار شهر مقدس «مکه» و تنها معبود پيامبر(ص):
﴿إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهَا...﴾.(نمل، آيه 91)
پيامبر(ص) از سوي خدا مأمور شد که شهر مکه را شهر مقدس و خدا را پروردگار آن و خود را پرستشگر او (پروردگار شهر مقدس) معرفي کند:
﴿إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهَا...﴾.(نمل، آيه 91)
راز قداست مکه:
حضور و سکونت انسان کامل و دريافت کننده وحي الهي (پيامبر گرامي) در مکه، علت قداست و عظمت آن:
﴿لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ﴾.(بلد، آيات 2ـ1)
وجود با سابقه‌ترين معبد توحيدي (کعبه) در مکه از اسباب قداست آن:
﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَکَّةَ مُبَارَکًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ﴾.(آل عمران، آيه 96)
حرمت و قداست مکه، نشأت گرفته از خواست و مشيت خداوند:
﴿إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهَا...﴾.(نمل، آيه 91)
قريش و قداست مکه:
حرمت شکني قريش در مکه نسبت به پيامبر اسلام(ص):
﴿لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ﴾.(بلد، آيات 2ـ1)
طبق احتمالي، معناي دو آيه بالا چنين است: به ‌اين‌ شهر (مکه) سوگند نمي‌خورم؛ چرا که حرمت تو (پيامبر(ص)) در آن شکسته شده است و اين معنا براي اين دو آيه، از امام صادق(ع) هم نقل گرديده است.(مجمع البيان، ذيل آيه).
اخراج پيامبر(ص) از شهر مکه توسط کفار قريش:
﴿أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّکَثُواْ أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ...﴾.(توبه، آيه 13)
﴿إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ کَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ...﴾.(توبه، آيه 40)
﴿وَوَإِن کَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَکَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوکَ مِنْهَا وَإِذًا لاَّ يَلْبَثُونَ خِلافَکَ إِلاَّ قَلِيلًا﴾.(اسرا، آيه 76)
﴿وَکَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِّن قَرْيَتِکَ الَّتِي أَخْرَجَتْکَ﴾.(محمد، آيه 13)
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِيَاء... يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاکُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ﴾.(ممتحنه، آيه 1)

مرکزيت مکه:
شهر مکه مرکز سرزمين حجاز در آغاز ظهور اسلام:
﴿وَهَذَا کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا...﴾.(انعام، آيه 92)
﴿وَکَذَلِکَ أَوْحَيْنَا إِلَيْکَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا...﴾.(شوري، آيه 7)
فلسفه اينکه در قرآن از مکه به امّ‌القري تعبير شده، اين است که مکه در عصر نزول قرآن و قبل از آن، مرکز مهم ديني و تجاري در جزيرة‌العرب بوده است.
اين برداشت بر اساس اين احتمال است که مقصود از «حَوْلَها» سرزمين­هاي اطراف مکه و خصوص جزيرة‌العرب باشد.
شهر مکه مرکز تمام شهرها و آبادي‌هاي روي زمين:
﴿وَهَذَا کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا...﴾.(انعام، آيه 92)
﴿وَکَذَلِکَ أَوْحَيْنَا إِلَيْکَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا...﴾.(شوري، آيه 7)
بر اساس روايات متعدد، مکان کعبه نخستين نقطه از خشکي بود که از آب ظاهر شد و زمين از اين نقطه گسترش پيدا کرد.(مجمع البيان، ج 1 و 2، ص 797، الحج و العمره في الکتاب والسنه، ص 76).
بنابراين «حَوْلَها» مي‌تواند اشاره به تمام نقاط زمين باشد. مرحوم علامه طباطبايي فرموده است: اين روايات نه مخالف ظاهر قرآن است و نه هيچ برهاني آن را رد کرده است.(الميزان، ج 3، ص 356).
شهر مکه مرکز و پايگاه اصلي دعوت و تبليغ پيامبر اسلام(ص):
﴿... وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا...﴾.(انعام، آيه 92)
﴿... لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا...﴾.(شوري، آيه 7)
مکه مرکز نزول وحي و قرآن و انتشار آن به ساير نقاط جهان:
﴿وَهَذَا کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا...﴾.(انعام، آيه 92)
﴿وَکَذَلِکَ أَوْحَيْنَا إِلَيْکَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا...﴾.(شوري، آيه 7)

نام‌ها و اوصاف مکه:
1. امّ القري (مادر و مرکز شهرها و آبادي­ها):
﴿... وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا...﴾.(انعام، آيه 92)
﴿... لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا...﴾.(شوري، آيه 7)
فلسفه اينکه در قرآن از مکه به امّ‌القري تعبير شده، اين است که مکه در عصر نزول قرآن و قبل از آن، مرکز مهم ديني و تجاري در جزيرة‌العرب بوده است. علاوه بر اين، در روايات، کعبه و مکه به عنوان مبدأ گسترش زمين معرفي گرديده است. بنابراين، مکه امّ‌القراي تمام شهرها و آبادي‌هاي روي زمين خواهد بود.
2. بکّه (محلّ ازدحام ):
﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَکَّةَ مُبَارَکًا...﴾.(آل عمران، آيه 96)
برخي از مفسّران گفته‌اند بکّه نام ديگرِ شهر مکه است و برخي ديگر گفته‌اند بکّه نام مکان کعبه و محلّ طواف است و مکه نام شهر و اطراف آن(مجمع البيان، ج 1 و 2، ص 798).
بکّه از بکّ به معناي ازدحام است. بنابراين، بکه به معناي محل اجتماع و ازدحام خواهد بود(همان، ص 797) و از آنجاکه شهر مکه به سبب وجود کعبه در آن، همواره محلّ حضور و ازدحام زائران است، به آن بکه گفته شده است.
3. البلد الأمين (شهر هميشه امن):
﴿وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ﴾.(تين، آيه 3)
4. «بلد»، «البلد» و «البلده» (شهر):
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا...﴾.(بقره، آيه 126)
﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا...﴾.(ابراهيم، آيه 35)
﴿إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ...﴾.(نمل، آيه 91)
﴿لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ﴾.(بلد، آيات 2ـ1)
﴿وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ﴾.(تين، آيه 3)
5. حرماً آمناً (حرم امن):
﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا...﴾.(قصص، آيه 57)
﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ...﴾.(عنکبوت، آيه 67)
6. قريه (ده، روستا، آبادي بزرگ که داراي خانه‌هاي بسيار و... باشد):
﴿وَکَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِّن قَرْيَتِکَ الَّتِي أَخْرَجَتْکَ﴾.(محمد، آيه 13)
7. معاد (محل بازگشت):
﴿إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْکَ الْقُرْآنَ لَرَادُّکَ إِلَى مَعَادٍ...﴾.(قصص، آيه 85)
مرحوم طبرسي در مجمع البيان (ذيل آيه) از برخي اهل لغت نقل کرده است: راز اينکه به شهر و زادگاه انسان معاد گفته مي‌شود، اين است که انسان پس از انجام امور خود در شهرها و جاي‌هاي ديگر، به شهر و زادگاه خود برمي‌گردد و لذا به آن معاد گفته مي‌شود.
8. مکه:
﴿وَهُوَ الَّذِي کَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنکُمْ وَأَيْدِيَکُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَکَّةَ...﴾.(فتح، آيه 24)
راغب اصفهاني در مفردات آورده است: اشتقاق مکه از «تمکّکت العظم» به معناي بيرون آوردن مغز از ميان استخوان است... و راز اينکه مکه به اين نام خوانده شده، اين است که: هرکس در آن دست به ستمي بزند، دفع و هلاک مي‌شود. و خليل (لغت شناس معروف) گفته است: مکه به اين نام خوانده شد براي اينکه در وسط زمين قرار گرفته (و اصل آن) است؛ آنگونه که مغز، اصل آن چيزهايي است که در استخوان قرار دارد.(مفردات راغب، ماده مک).
9. وادي غير ذي زرع (سرزمين بي آب و علف):
﴿رَّبَّنَا إِنِّي أَسْکَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِکَ الْمُحَرَّمِ...﴾.(ابراهيم، آيه 37)

حــرم:
مقصود از حرم محدوده نسبتاً وسيعي است‌ که مساحت تقريبي آن از چهار سوي کعبه، به اندازه چهار فرسخ شرعي و مجموع مساحت تقريبي آن، شانزده فرسخ مربع مي‌باشد. اين محدوده که شامل شهر مکه و مقداري بيش از آن است، طبق روايات اسلامي، توسط ابراهيم خليل(ع) و با راهنمايي جبرئيل(ع) تعيين و علامت‌گذاري شده که به عنوان حرم امن الهي شناخته مي­شود و داراي احکام و آيين ويژه‌اي است که بخشي از آن در قرآن و تفصيل آن در روايات بيان شده است.
امنيت حرم:
امنيت حرم در عصر جاهليت:
حاکم بودن امنيت کامل در حرم، علي‌رغم وجود ناامني و آدم‌ربايي در اطراف آن، در روزگار جاهليت:
﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا...﴾.(قصص، آيه 57)
﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ...﴾.(عنکبوت، آيه 67)
پاي بندي مردم جزيرة‌العرب (حتي مجرمان و آدم‌ربايانشان) به حفظ حرمت و امنيت حرم:
﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا...﴾.(قصص، آيه 57)
﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ...﴾.(عنکبوت، آيه 67)
وجود امنيت کامل در حرم، دليل بي‌مورد بودن احساس ترس مردم عصر بعثت در صورت ايمان آوردن به پيامبر(ص) و آيين اسلام:
﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا...﴾.(قصص، آيه 57)
امنيت زائران عارف در حرم:
ورود به حرم (در صورت معرفت به تمام واجبات الهي) سبب در امان ماندن از عذاب دائم:
﴿... وَمَن دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا....﴾.(آل عمران، آيه 97)
از امام باقر(ع) نقل شده است که فرمود معناي آيه پيشگفته اين است: هرکس با معرفت به تمام واجبات الهي، وارد حرم گردد، از عذاب دائم در امان خواهد بود. (مجمع البيان، ذيل آيه).
امنيت مجرمان در حرم:
در امان بودن شخص مجرم از تعقيب و اجراي حد، در صورت پناهنده شدن به حرم:
﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَکَّةَ...﴾.(آل عمران، آيه 96)
﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَکَّةَ... * فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا﴾.(آل عمران، آيات 96 و 97)
در روايات متعدد به استناد ﴿... وَمَن دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا...﴾ آمده است: اگر شخصي در خارج حرم مرتکب جنايت يا سرقتي شده و به حرم پناه آورد، نبايد او را در حرم دستگير و حد جاري کرد اما مي‌توان با ايجاد تحريم اجتماعي و معاملاتي بر او، در حرم، وي را وادار به خروج از آن و سپس دستگير و حد بر او جاري نمود.(نک: نورالثقلين، ج 1، ص 371ـ370، ح 269ـ267).
لازم به گفتن است که مرحوم طبرسي در مجمع البيان «مَقامُ إِبْراهِيمَ» را به کل حرم (به عنوان اقامتگاه ابراهيم خليل) تفسير کرده است.(نيز نک: متجاوزان در حرم).
امنيت وحوش در حرم:
لزوم پرهيز از هر نوع تعرض به پرندگان و حيوانات وحشي پناهنده به حرم:
﴿... وَمَن دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا...﴾.(آل عمران، آيه 97)
امام صادق(ع) فرمود: ...وحوش و پرندگاني که وارد حرم شدند، از هر نوع حمله و آزار در امان‌اند تا اينکه از آن بيرون آيند(نورالثقلين، ج 1، ص 370، ح 267).
هرکس با معرفت به تمام واجبات الهي، وارد حرم گردد، از عذاب دائم در امان خواهد بود.
اهميت امنيت حرم:
امنيت حرم، از آيات الهي و درخور تأمل و تفکّر:
﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَکْفُرُونَ﴾.(عنکبوت، آيه 67)
امنيت حرم، نعمت الهي و شايسته شکر و سپاسگزاري:
﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَکْفُرُونَ﴾.(عنکبوت، آيه 67)
منشأ امنيت حرم:
اراده و قوانين الهي، عامل ايجاد امنيت و آرامش در حرم:
﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا...﴾.(قصص، آيه 57)
﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ...﴾.(عنکبوت، آيه 67)
متجاوزان در حرم:
شکستن حرمت حرم خدا و تجاوز به حدود الهي و حقوق مردم در آن، موجب سلب امنيت از حرمت شکنان و متجاوزان و مجوز اجراي حدود الهي بر آنان در حرم:
﴿الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْکُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْکُمْ...﴾.(بقره، آيه 194)
معاوية‌بن عمارگويد: از امام صادق(ع) پرسيدم: چه مي‌فرماييد درباره کسي‌که در حرم قتل يا سرقت کند؟ حضرت فرمود: براي تحقير و کوچک کردن او در حرم، بر او حد جاري مي‌شود؛ زيرا او براي حرم حرمتي قائل نشد و خداي تعالي فرمود: «فَمَنِ اعْتَدي» و حضرت افزود: اين، مربوط به حرم است... .(نک: الحج والعمره في‌الکتاب و السنه، ص 38).


منابع و مراجع

منبع: www.maarefquran.org


مقالات ارائه شده لزوماً منعکس کننده نظر مجمع جهانی اهل البیت (علیهم السلام) نمی باشد

نام  


ایمیل  


متن نظر